یه بار گفتم دوست دارم بوسیله کوسه ها بمیرم... تاحالا بهش فکر کردین که دوست دارین چجوری بمیرین؟ وقتی 14 یا 15 سالم بود دوست داشتم وقتی چهل سالم شد.اولین نشونه های پیری که تو بدنم نمایان شد برم کیش.یه ساندویچ کثیف و خوشمزه لب ساحل بخرم.حتی لباسایی که دوست داشتم بپوشم رو انتخاب کرده بودم.بشینم رو یکی از نیمکت های رو به دریا.مد آب رو آورده باشه تا پایین نیمکت.در حالی که پاهام رو آبه و ... بذارین قصه رو سوم شخص تعریف کنم!
در حالی که پاهاش تو آب بود و هندزفریش تو گوشش خوردن ساندویچشو تموم کرد.هندزفریش به ام پی تری سفید و کهنه اش وصل بود.چی فکر کردین؟ اون هیچ وقت چنین شب با شکوهی رو با آوردن گوشی خراب نمیکنه! از جاش بلند شد.رفت تو آب و شروع کرد به جلو رفتن.تو یه جیبش چاقوش و تو جیب دیگه اش ام پی تریش.نمیدونم اون لحظه چیا از تو ذهنش گذشت!به چه آدمی فکر کرد.ولی میدونم که خوشحال بود.خیلی کارا کرده بود.سهمشو از زندگی گرفته بود.یعنی امیدوارم که اینطور بوده باشه.آب تا سینه اش رسید...به خودش که اومد صدای ام پی تری قطع شده بود...لابد سوخته بود...از جیبش درش اورد و رهاش کرد.به سفیدیش خیره شد که توی آب فرو میرفت.آب جزیره شفافه...خیلی شفاف...شاید به ماسه ها رسیدنش رو میشد تو روز دید...ولی تو تاریکی شب ام پی تریش! رفیق سالیانش...همدمش خیلی زود از دیدش محو شد.جلو تر رفت.برای آدمی که به وسایلش وابستگی احساسی پیدا میکنه دل کندن از اون وسیله باید سخت میبود.ولی دیگه نه! اونجا و تو این شب نه!آب رسید تا چونه اش.دیگه باید شنا میکرد.چاقوشو محکم تو مشتش گرفت و رو آب دراز کشید.عجله ای نبود.فقط با حرکت دستاش خودشو یشتر و بیشتر از جزیره دور کرد.دیگه چراغای جزیره خیلی کوچیک شده بودن...خیلی دور شده بودن...وقتش بود.کف دستشو با چاقو برید.یه زخم عمیق و بزرگ.دستشو تو آب فرو کرد و تکون داد.شوخی آب دریا زخمشو سوزوند...پاهاشو تکون داد...سریع.انگار جون گرفته باشه... در مورد کوسه ها خوب میدونست...دو چیز جذبشون میکنه.خون و حرکت...چی میتونه قشنگ تر از این باشه که غذای این موجودات دوست داشتنی بشی؟
بزرگتر که شدم فهمیدم کیش یه جزیره مرجانیه.در مورد کوسه ها خیلی چیزا میدونم...یکیش اینه: دور و بر جزیره های مرجانی خبری از هیچ کوسه ای نیست :)
فهمیدم این رویا همیشه یه رویا میمونه! و هیچوقت نمیتونم اونجوری که دوست دارم بمیرم...
اتل متل تنهایی...ما را در سایت اتل متل تنهایی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 89