21 فروردین 98

خرید بک لینک
استاد فیزیک دو نگام کرد و گفت بهتره از این به بعد جای کلاس اومدن بمونی خوابگاه! باید میرفتم باهاش صحبت میکردم و دلایل چرت و پرت میچیدم که مخشو بزنم و درسو حذف نکنم.چون یه درس دیگه باهاش هم نیاز کردم و بهرحال نمیتونم حذفش کنم.ولی فقط گفتم چشم و اومدم بیرون.واکنش نشون دادن به وقایع یکم وقتمو میگیره...

قبلا با شنیدن باید موهاتو کوتاه کنی و تقویتشون کنی یا اوووو چقدر موی سفید داری غصه ام میشد.اما حالا فقط نگاه میکنم.و دیگه برام اهمیتی نداره.یا وقتی که دوستم گفت ذات الریه گرفته یهو گفتم مبارکت باشه!!گمونم جای شکر داره که هنوز فیلم و سریال میتونه یکم تغییر ایجاد کنه! اینم از مزایای ذهن خیلی تک بعدیه.فیلم که پلی میشه تا اعماق وجودم درگیرش میشه و هیچ درکی از محیط اطرافم ندارم.یه بار پای یه فیلم یکساعت و نیم ایستادم.چایی به دست از آشپزخونه اومدم و دیدم تلویزیون یه فیلم خارجی پرفروش گذاشته.ایستاده مشغول دیدنش شدم.و وقتی تموم شد هنوز ایستاده بودم.چایی تو دستم سرد شده بود.

یبار دیگه موقع دیدن سریال مورد علاقم هم اتاقیم سعی کرد بترسونتم و من حتی تکون نخوردم...میتونم تقریبا بگم جیغشو نشنیدم.شاید ذهن تک بعدی موقع درس خوندن و مقاله نوشتن زجرم بده..ولی موقع فیلم دیدن خوبه.همه چی میشه اون فیلم و دنیاش و همه چیزای دیگه محو میشه...

کتابم کم و بیش خوبه...بشرطی که ملت عشق و جوجو مویز نباشه :)

بی رحمانه به حامد حمله کردم.دست خودم نبود...اما باید درک میکردم که بیماریشه.زجر میکشه وقتی بهم شک میکنه.دست خودش نیست...یبار بهم گفته بود عامل خیانت شک های الکیه.دیشب بهش گفتم حالا که شک جز جدایی ناپذیر ذهنشه بره بهم خیانت کنه! شانس آوردیم که حامد مثل من دراماتیک رفتار نمیکنه!!آرومه و عذرخواهی میکنه و سعی میکنه درستش کنه.

نمیتونم معشوق کسی باشم...هیچکس حقش نیست عاشق من باشه...تاثیر وحشتناک حضور من تو زندگی آدما تا مدت ها میمونه.حتی رو رابطه های بعدیشون تاثیر میذاره...

اتل متل تنهایی...

ما را در سایت اتل متل تنهایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 82 تاريخ: جمعه 6 ارديبهشت 1398 ساعت: 8:26

صفحه بندی